پایگاه استانی مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان

                  مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان

 
                 
 
 
 

انواع شاخصهای خشکسالی :

شاخصهاي خشكسالي مقادير متنابهي از اطلاعات اقليمي و هيدرولوژي مانند درجه حرارت، بارندگي، برف، جريان رودخانه ها و ساير منابع آبي را به كار ميگيرند تا تصوير جامعي از وضعيت خشكسالي را به طور منطقه اي، در قالب محدوده اي از اعداد بيان نمايد . شاخص هاي متعددي وجود دارد كه گوياي وضعيت خشكسالي در منطقه ميباشند، هر چند كه هيچكدام بطور ذاتي نسبت به ديگري ارجحيت ندارند ولي بعضي از آنها در شرايطي خاص بهتر عمل ميكنند. اين شاخص ها در ارزيابي خشکسالي، متناسب با اهداف و داده هاي موجود تعيين مي شوند. مقدار يک شاخص خشکسالي يک عدد مي باشد که به مراتب مفيدتر از داده هاي خام مرتبط با اين پديده عمل کرده و در تسهيل تصميم گيري هاي آتي برنامه ريزان اهميت بسزايي دارد.

 شاخص  درصد تفاضل بارش :

اين شاخص در سال 1980 توسط بالم و مولي بكار گرفته شد و از جمله شاخصهاي پيشنهادي توسط سازمان هواشناسي جهاني است كه درصد انحراف از معدل طويل المدت بارش را نمايش می دهد.

شاخص درصد از ميانگين بارش :

این شاخص جزو ساده ترين شاخص هايي است كه براي ارزيابي خشكسالي مورد استفاده قرار ميگيرد. اين شاخص از تقسيم ميزان بارندگي رخ داده بر مقدار بارندگي نرمال، بدست مي آيد و بر حسب درصد بيان مي شود.

                                                     

شاخص معيار بارندگي سالانه:

خليلي در سالهاي 1370 و 1377 به منظور بررسي روند خشكسالي و ترساليها در گستره ايران، شاخص معيار بارندگي سالانه(SIAP)را  ارائه داد. اساس محاسبه اين شاخص، انحراف داده‌هاي بارندگي از نرمال است.

 شاخص ناهنجاري بارش :

شاخص ناهنجاري بارندگي توسط وان روي در سال 1965 ارائه شد که براساس انحراف مقادير بارندگي از نرمال مي باشد.

 

روش دهكهاي بارندگي :

از ديگر روشهاي نمايش خشكسالي، مرتب كردن داده هاي ماهانه در دهكها(ده درصد رويدادها) میباشد. اين شاخص توسط گيبس وماهر(1967) به منظور پوشش دادن مشكلات بكارگيري روش درصد از نرمال ابداع گرديد.

شاخص پالمر :

اين شاخص در سال 1965 بوسيله پالمر ارائه گرديد و اولين شاخص جامع خشكسالي است كه در ايالات متحده به كار گرفته شده است. دراين سال پالمر شاخصي را براي اندازه گيري ميزان انحراف منابع رطوبت ابداع نمود.

شاخص بارش مؤثر :

اين شاخص در سال 1997 توسط ويلهايت و بيون ابداع شد كه در آن مبناي سنجش شدت خشکسالي يا ترسالي، بارش مؤثر روزانه بوده است.

شاخص رطوبت گياه :

است كه منعكس كننده مقادير رطوبت دردوره هاي زماني كوتاه و در مورد محصولات زراعي عمده ميباشد كه CMI اين شاخص بيانگر ارزشيابي اين روش خشكسالي كشاورزي بالقوه را تعريف مينمايد و از راهبردهاي هواشناسي جهت نمايش هفته به هفته شرايط محصولات زراعي استفاده ميکند.

 شاخص خشكسالي احيائي :

اين شاخص شدت و مدت خشكسالي را مشخص نموده و جهت پيش بيني خشكسالي مورد استفاده قرار ميگيرد. پارامترهايي همچون ميزان آب حوضه آبخيز، دما، بارندگي، يخبندان، جريان آب و ميزان ذخيره آب در روابط رياضي آن بكار گرفته ميشوند. در شاخص خشکسالي احيائي به پارامتر تبخير نيز توجه و بطور جداگانه اي براي هر حوزه آبخيز مورد استفاده قرار ميگيرد. مهمترين مزيت اين شاخص آن است كه هم ميزان آب و هم عوامل اقليمي را مورد ملاحظه قرار ميدهد .

شاخص تامين آب سطحي :

اين شاخص در سال 1982 جهت تكميل شاخص پالمر مطرح گرديد. زيرا شاخص پالمر براي مناطقي كه توپوگرافي ناهمگون دارند مناسب نيست و اصولاً چگونگي رطوبت خاك را در مناطق دشت نشان ميدهد. از اين رو شافر و دزمان شاخص SWSI را براي مناطق كوهستاني طراحي نمودند. اين شاخص بر مبناي ميزان برف، ميزان جريان آب رودخانه، ميزان بارندگي و ظرفيت ذخيره خاك طراحي شده است و نشان دهنده ميزان آب قابل دسترس در هر حوضه ميباشد .

 شاخص بارش استاندارد :

شاخص بارش استاندارد به وسيله مكي و همكارانش(1993) به منظور تعيين و پايش خشكسالي ارائه گرديد. طبيعت SPI به گونه اي است كه امكان تعيين كمي خشكسالي يا وقايع غير عادي رطوبتي را در مقياس زماني مشخص، روي هر منطقه اي از كره زمين كه بارش آن ثبت شده است براي يك تحليل گر ماهر فراهم مي کند. هدف از ارائه شاخص بارش استاندارد، ارائه يك شاخص عددي مي باشد كه بتواند ريزش هاي جوي مناطق با اقليم هاي متفاوت را با هم مقايسه كند.

 

 

 

 
 
 
   
 
 
   
 
 
   
 
   
 
   
 
   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
برگشت